حس غریب آسمونی

خرید بک لینک
نویسنده : فرشاد - ساعت ۱٢:۳۸ ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٢

نصحیت های مادرانه ...

اخیرا جمعی از دوستان در فضای کامنت به نصیحیت پرداختند ...

قدر دانی مرا بپذیرید ...خجالت

اما ... کو گوش شنوا...

آخه دل که حرف حساب سرش نمیشود ...

دوست داشتن ،دل میخواهد ... نه دلیل ...

پس با ادله و منطق نمیشود .... آدم نمیشود ...

خودم میدانم ...


حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 22:52

نویسنده : فرشاد - ساعت ٢:٠٤ ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱۸

یادم هست قول سفر به سرزمین مادر ،اقامت کنار چشمه ،آتش و چای دونفره را من دادم ،اما تو سفر پاریس خواستی ،باز من قبول کردم

یاد اون پست و یاد اون وعهده های واهی بخیر

+هدیه تولدم

++ ژله بستنی

+++ کتاب شازده کوچولو


حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

نویسنده : فرشاد - ساعت ۱:٥۸ ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٩من دوست تو نیستم ...دشمنت هم که نیستم ...جواب سلام هم واجب ...***دوزخ من جایی است که بی تو باشم...***دلم خنده میخواهد از ته دل ...خنده مستانه از وجود کله مشترک لهجه مان ...دلم خنده هایت را که خودم را به نشناختنت بزنم میخواهد ...دلم میخواهد ت حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

نویسنده : فرشاد - ساعت ٢:۱٦ ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٠

سرشار از سکوتم ...

به فریادم نمیرسی ...

به دادم ...

آدم ها به داد هم میرسند نه به سکوت هم ...

***

موندم پاک شدن پست خیر بود یا ....

هرچی که هست ،من موندم یه دنیا حسرت ....

***

بی خوابی های شبانه همچنان ادامه دارد...

به پیچ اینستاگرام سر میزنم ...اما لایک نمیکنم ... میچرخم ...


حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

نویسنده : فرشاد - ساعت ۳:۳٩ ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٠

کاش میدونستی ...

چقدر کم دارمت ...

داشتم دست نوشته هایت را میخوندم ...

اردیبهشت 95 ...

***

داشتنت یه نعمته ...

رفتنت طوفان به پا کرد...

هرچند پدیده ها دیگر به من اثر ندارد ...

دوشنبه 20 تیر 18:28


حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

نویسنده : فرشاد - ساعت ۸:۱٠ ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٠کتابفروش دورگرد ...آمد با خورجین از کتاب ...اولین کتابی که بیرون آورد ...باورم نمیشود...شازده کوچولو...*****در حال صبحت کردن با همراهم بودم که یه خانم آمد با کیف بزرگ کتانی و کتابی ازکیف درآوردمن :ببخشید شما رو کی فرستاده ؟...در حالیکه چشمام حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

نویسنده : فرشاد - ساعت ٤:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢۱

یادت هست ...

ساعت 7:20 خودمان است ...

خسته نباشی ...

سرعت نرو ...پشت فرمون به گوشی دست نزدن ... چه برسه جواب پیام بدی ... چشم

من هم کم کم میروم ... تا شروع کنم دوباره ... قصه ی پر غصه هر روز... تکرار و تکرار ...


حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 0:48

نویسنده : فرشاد - ساعت ٥:٤٩ ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٧نشستن و همکلامیآره بعد چند بار رفتن و اومدن به محل کارش البته خدایش کار داشتم ،گاهی (فکر کنم دوبار)نشستم واسه خودشو و همکارش از کارم گفتم که من کارم دوستدارم و همزمان دانشجو هستم و... یه بار یادم گفتم با کارم عشق بازی میکنم که بعدا فهمیدم چه چیزی گفت حس غریب آسمونی...

ما را در سایت حس غریب آسمونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 18:46

صفحه بندی